جستجوگر (شجاع دین صابق):
اینکه میگویید مسیحیان سه خدایی هستند سطح درک و فهم شما را نشان میدهد... ذات خدا یکیست اما در سه مظهر مکشوف است...
قبل از اینکه به بحث بپردازیم پیرامون کامنتی که در یکی از وبلاگها، خطاب به ما گفته بودین، باید عرض کنیم که :
« هر ممکن الوجودی حادث است.آیا وجود حوادث از خود ایشان است یا از غیر از ایشان؟؟اصلا ایجاد کننده حوادث،قدیم است یا حادث؟؟روح القدس از اب و ابن ،در آن واحد صادر گشت یا در آنات مختلفه؟؟ »
در ضمن شما اشاره کردین که ((ذات خدا یکیست اما در سه مظهر مکشوف است)) خب حالا همین جا خیلی سوال پیش میاد. آیا خدای واحد سه قسمت شد که در سه مظهر مکشوف شد؟؟؟ یا هر کدام جداگانه مکشوف شدند ؟؟؟ اصلا خدای اول قدیم بوده یا نه؟؟؟تمام این سه مظهر حادث هستند یا قدیم ؟ اگر یکی قدیم و بقیه حادث این را چگونه ثابت میکنین در حالی که اگر وجود یکی بر دیگری مقدم باشد، اصل اتحاد نقض میشود.
اگر هم همه در یک حد توان و قدرت هستند که وجود دو تای دیگر بیهوده و عبث است.اگر هر کدام از این سه خدا و بقول شما مظهر چنان قدرت داشته باشد که هر کاری را اراده کند ،انجام دهد، در این صورت امکان پذیر است که بتواند قدرت انجام کار را از دو تای دیگر بگیرد تا به هدف خود برسد.حالا با یک مثال این مبحث را روشن تر میکنیم.
شما فرض کنین که یکی از این خدایان اراده میکند که باران ببارد،اتفاقا خدای دیگر همان زمان اراده میکند که باران نبارد و ابر ها حرکت نکنن.خب اینجا باید یکی از خدایان مغلوب دیگری شود تا بتواند کار خود را انجام دهد ،یعنی خدای اول باید چنان قدرت داشته باشد که جلوی کار خدای دوم را بگیرد که هم ابرها حرکت کنند و هم بر خلاف اراده خدای دوم و بر طبق خواسته خدای اول باران ببارد.سوال...
آیا خدای اول این قدرت و اراده را دارد که چنین کند؟؟؟ اگر پاسخ شما مثبت است که خب بطور واضح خدای دوم را نقض کردید و او عملا با وجود خدای اول ،توان انجام کاری را ندارد.پس این که کاملا نقض شد.چون ناتوانی در خدا نیست.و مظهر قدرت است.ولکن مسلما خدای""" اب """ قادر نبوده ،گناهان خلق را عفو کند بدون موت صلیبی خدای""" ابن """.پس باز هم نقض است و نقصان....چرا که خداوند(((حی لایموت))) است.
اگر هم پاسخ منفی باشد.که نقض خدای اول ثابت میشود چون آنقدر قدرت و اراده ندارد که به هدف خود برسد و عدم قدرتش ثابت میشود.
و همچنین اگر هر یک از آلهه ثلاثه قادر باشد بر شغل دیگری،وجود آنهای دیگر زائد خواهد بود و بی مصرف و اگر قادر نباشد لازم میاید هر سه عاجز باشند. و عجز بر خدا روا نیست.
پس چگونه میشود که این سه خدا باهم یکی باشند.خب حتما می گویید هر کدام وظیفه جداگانه دارد.مگر خداوند خودش از عهده کارهایش برنمی آید؟این هم نقض میشود چون قدرت هر کدام محدود به وظیفه خاصش میشود در حالی که قدرت خدا بی منتهاست.
+ نوشته شده در دوشنبه نهم آبان 1384ساعت 13:30  توسط کنیزان حضرت زهراء(س)
|
(شجاع دین مسیحی)کنیزززززززز.... بیا من یه آپ خوب برای تثلیث دارم... فقط یه چیز... لطفا اول بخونش بعد بیا نظرتو راجبش بده... خب؟!.. آفرین دختر خوب!!!!
سلام.اولا شما که اینقدراصرار بررعایت ادب دارین چرا خودتون ادب را در گفته هاتون رعایت نمیکنین؟؟چرا با توهین و جسارت صحبت میکنین؟؟کجای حرفهای من بی احترامی و بی ادبی بود؟؟ثانیا بله من به قول شما:"" کنیزززززززز"" هستم اون هم کنیز مادر و جده ام حضرت زهرا(س)و واقعا افتخار میکنم به این کنیزی و با پادشاهی دو عالم آنرا عوض نمیکنم.ثالثا تا جواب این سوال را ندهید و به ضلالت خود اعتراف نکنید،من مطالب پوچ شما را نمیخوانم .(((مسیحیت؛ خداوند وعیسی را در دانائی وتوانائی مساوی میداند.پس چگونه یکی پدر ودیگری پسر شده است وهر یک به دیگری ستم روا داشته است؟!زیرا هریک به موجب صلاحیت حق دارد پدر باشد بنابراین چرا پسر پدر نباشد وپدر پسر نباشد؟ و این را ثابت کن که چگونه میشود در یک زمان واحد؛پدر هم پدر باشد هم پسر !وپسر هم پسر باشد هم پدر!؟؟؟و چگونه میشود که پدر و پسر هم زمان و در آنِ واحد به دنیا بیایند؟؟)))
!!!
درآخر متذکر میشوم اگر برای سوالی که ذکر میکنم دلیل منطقی و عقلانی دارید و به تناقض نمیرسید در گفتارتان(که بعید میدانم صد در صد) بگوئید تا بعد من بیایم و مطالب شما را بخوانم در غیر اینصورت خواهشا طفره نروید.و حال سوال مورد نظرراجع به تثلیث:اگر هریک از آلهه ثلاثه(اب و ابن و روح القدس) قادر باشد بر شغل دیگری٬وجود آنهای دیگر زاید خواهد بود و بی مصرف.و اگر قادر نباشد لازم می آید هر سه عاجز باشند و عجز بر خدا روا نیست.و ایضاً اعتناد مینایند که اقنوم ابن از اب متولد شد و اقنوم روح القدس از اب و ابن در ازل(اقنوم روح القدس عقیم است چیزی نزائیده) بدین معنی که اب بقوۀ ایجاد٬مثل خود را از خود صادر نموده و جدا ساخت. و اب و ابن مثل خود را از صادر نموده و جدا ساخته اند. و معنی اینکه نصارا می گویند عیسی ابن الله است همین است ٬عیسی را الله بگویند یا ابن الله٬ معنی یکی است. لهذا خدا میفرماید:«و قالوا اتّخذالرحمن ولداً .............»(سوره مریم٬آیه ۷۸ الی ۹۳) اگر کسی گوید بنابراین چرا روح القدس را بنت الله و بنت الابن نگوئیم به اعتبار مقدار زائیده شدۀ از اب و ابن و سبط الله به اعتبار مقدار صادر شده از اب٬ وهکذا چرا روح القدس را بنت نگوئیم نسبت به ابن٬و ابن را اب ٬ و اب را جد نسبت به او.جواب مسیحی چیست؟و یک سوال دیگر:چگونه سه یک و یک سه میشود؟
.
در مورد این که گفتین خدا با مسیح یکیست.سوال: اگر یکی هستند چرا پدر مانند پسر بزمین نیامده؟و چرا در این صفت رسالت مانند خالقیت مشترک و یکی نیستند؟مسلماشما در پاسخ این سوال میگوئید پدر و پسر در این موردمتحد و یکی میباشند ،فقط نام آنان مختلف است.باز میگوئیم:معقول نیست که فقط نام آنان مختلف باشد؛ زیرا اختلاف نام دلیل مغایرت آنان خواهد بود، و در صورتی که در قدم و خالقیت و الوهیت و سایر امور متحد باشند در نام هم متحد خواهند بود.پس چگونه است یکی پدر و یکی پسر؟البته پسر از پدر جداست.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم شهریور 1384ساعت 19:19  توسط کنیزان حضرت زهراء(س)
|
(سروش مسیحی)در پاسخ به کنيز زهرا بايد بگم مزاح کردم من به شمشير عقيده ای ندارم.مال هر کس ميخواهد باشد باشد.
سلام. شما که دلیلی برای اثبات مسیحیت ندارید،چرا میگوئید مزاح کردم وبه شمشیر عقیده ندارم!مگر شمشیر هم ،دین است که باید به آن اعتقاد داشت؟!
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم شهریور 1384ساعت 19:0  توسط کنیزان حضرت زهراء(س)
|
(سروش مسیحی)سلام.باز هم ميگويم من شما را دعا ميکنم.چه بخواهيد چه نخواهيد.در ضمن پاسخ دوست مکرمه ی مشترکمان خانوم کنيز زهرا رو هم به اتم و اکمل دلايل داده ام منتها ايشان که از پذيرش حقايق شرم دارند دوباره همان سوال را پرسيدند.شما را ارجاع ميدهم به متن آيا مسيح پسر خداست؟؟ و متن چرا چنين ظالمانه فقط شما رو به خدا عفت کلام رو حفظ کنين. (در غير اينصورت علی رغم ميل باتنی حوالتون ميدم به شمشير برهنه ی جد بزرگوارتون علی بن ابی طالب) و السلام
سلام.اولا شما اینقدر شهامت نداشتین که این کامنت را برا ی خودم بگذارید، و بطور غیر مستقیم و باطعنه در سایت (یا حیدر علی) صحبت کردین.در مورد اینکه گفته بودین از پذیرش حقایق شرم دارم نه اصلا چنین نیست چون حقایق همیشه مثل روز روشن است و جای شک و شبهه ندارد.این بدعت و تحریف و باطل است که همیشه سوال برانگیز است و جای شبهه ناک.. شرم من از این است که شما چطور با وجود این همه حقایق روشن و منطقی هنوز بر افکار باطل و پوچ خود پایبندید و خود را با دروغ و توهین به پیامبر اولوالعزم خدا،بطور واهی قانع میکنید و بدتر از آن اصرار بر گمراهی و مرتد شدن بقیه را نیز دارید.واقعا ننگین و شرم آور است.اف بر شما که به پیامبر خدا تهمت میزنید و برای او الوهیت و خدا بودن قائل هستید.شما کافر و مرتد هستید.میخواهید بپذیرید یا نه.این ارتداد شما مسلم و واضح است.این را به یقین بدانید مورد لعن و نفرین عیسی(ع)هستید.حال خود را با عیسی پوشالی و ساخت دست بشر و دروغین سرگرم کنید.بالاخره حق ظاهر میشود و این شمائید که در ضلالت خود حیران و سر گردان میمانید،آنوقتی که دیگر راه برگشت نیست.
در مورد اینکه گفته بودین حوالمون میکنین به شمشیر برهنه جد بزرگوارمون آقا امیرالمومنین علی (علیه السلام) باید عرض کنم که حواله خوب کسی میکنین.چون حضرت علی(علیه السلام)ما کسی است که در خانه خدا کعبه متولد شده و این خود برتری واضح آقا امیرالمونین بر عیسی بن مریم است که در هنگام زایمان به مریم فرمودند از بیت المقدس خارج شو که اینجا زایشگاه نیست؟حضرت علی(علیه السلام)ما کسی است که اگر کسی ذره ای با او دشمنی و عداوت داشته باشد کافر میشود و خدا بر او غضب میکند .اگر شما گناه میکنید به امید بخشش گناهان توسط مسیح،خداوند این بشارت را به محبان امیرالمومنین داده که گناهان آنها ثبت نمیشود یعنی اگر روز ، معصیتی از محبین اهل بیت سر زند تا شب خداوند زمینه را طوری برایش فراهم میکند که گناهانش آمرزیده شود. حب علی بن ابی طالب حسنه ای است که هیچ گناهی به آن ضرر نمیرساند و بغض علی بن ابی طالب گناهی است که هیچ حسنه ای آنرا نفع نمی بخشد.حضرت علی (علیه السلام)ما کسی است که اگر مسیح به ولایت او عقیده نداشت هرگز و هرگز نمی توانست کوری را شفا دهد،مرده ای را زنده کند و...همه این کارها مرهون این است که محبت و ولایت آقا علی بن ابی طالب(علیه السلام) داشت چرا که اگر نداشت اصلا خداوند او را پیامبر خود نمیکرد به هیچ عنوان.
این را بدان ای سروش مسیحی! من هیچ ابائی از اینکه مرا حواله شمیشیر جد بزرگوار و اربابم کردی ندارم .این ارباب آنقدر رئوف است ،آنقدر مهربان است ،آنقدر در درگاه خداوند عزیز است و دارای مقام،که خدا فرموده یا علی اگر همه مردم بر محبت تو جمع میشدند من هرگز آتش جهنم را خلق نمیکردم.پس این آتش جهنم و گناه مخصوص چه کسانی است؟؟؟!!مختص کدام فرقه است؟؟!آیا قول خدا راهم انکار میکنید؟؟؟!!این شما هستید که باضلالت و گمراهیتان باعث خلقت آتش جهنم شده اید .اگر شما هم مانند ما شیعیان محب امیرالمومنین (علیه السلام)بودید احتیاجی به این نداشتید که دست به دامن عیسی دروغین و ساخته دست خود و خیالی و واهی شوید برای بخشش گناهان و دوای درد های خود.چرا که با حب علی بن ابی طالب(علیه السلام)گناهی نمی ماند،دردی عارض نمیشودو...و جهنمی برای محب امیرالمومنین هرگز و هرگز در کار نیست.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم شهریور 1384ساعت 18:55  توسط کنیزان حضرت زهراء(س)
|
(سروش مسیحی)براستی که انتظار نداشتم دعوت دوستانه ی مرا اینچنین خصمانه پاسخ گویید
مگر من با شما چه کردم که چنین مرا پاسخ گفتید؟؟من از شما گذشتم.باشد که خداوند هم از شما بگذرد
در پاسخ به حسین عزیز باید بگویم که در اشتباه است و من واقعا مسیحی شده ام و بدان افتخار میکنم.این حق خداوند است که هر کس راه خود را خویش بر گزیند
خانوم محترمی هم که مرا با هتاکی های جانانه خویش مورد عنایت قرار دادید.پاسخ شما را به قدر کفایت در وب نگاره خویش تسلیم حظور عامه ی اهل تحقیق نمودم
باشد که در راه یابی همنوعانم به ملکوت خداوند موثر افتد(آمین)
سلام.اولا این ظلم کجا بود که شما میگید ظالمانه؟بله حرف حق همیشه تلخ است ولی ظلم محسوب نمیشود.ثانیا شما اینقدر کینه و عداوت نسبت به امامان و اهل بیت ما دارین که حتی حاضرنشدین اسم مرا کامل بنویسین.«کنیز حضرت زهرا(س)».ثالثا شما حرفی از مناظره نزدین،جسارت کردین و گفتین :""من هم میتوانم بر مبانی اسلام خرده های فراوان گیرم اما چنین کاری چون ایمان شما را به لرزه خواهد افکند ظلمی آشکار است""حال آنکه شما خیلی کوچکتر از آن هستی که بخواهی به دین کامل خدا یعنی اسلام خرده بگیری .در ضمن من هیچ گونه دشنامی ندادم اینها حقائقی بود که بیان کردم(صم بکم عمی فهم لا یرجعون .آنها کر و گنگ و کورند و از ضلالت خود بر نمیگردند"سوره بقره، آیه 18") .و نه تنها از روی تعصب بلکه از روی معرفت بود.این را بدان ما را ابداً احتیاجی به دعای کسانی مثل شما که کافر هستید و به خدا شرک میورزید نیست واین که شما مسیح را خدا میدانید طبق( آیه 72و73 سورۀ مائده)کافر شده اید."آنان که به خدائی مسیح پسر مریم قائل شدند یراستی کافر شدند در صورتی که مسیح به بنی اسرائیل گفت:خدائی را که آفریننده من وشماست بپرستید که هرکس به او شرک آورد خدا بهشت را بر او حرام سازد و جایگاهش در آتش دوزخ باشدو ستمکاران(مشرکان وکافران) عالم را هیچ کس یاری نخواهد کردالبته کسانی که سه خدا را قائل شدند(اب وابن وروح القدوس را خدا گفتند) کافر گردیدند.وحال آنکه جز خدای یگانه خدائی نخواهد بودواگر از این گفتار(تثلیث وقول به اقانیم ثلاث)زبان نبندند،البته آن کافران را عذابی دردناک خواهد رسید. وطبق (آیه 75 سوره مائده)مسیح بن مریم پیامبری بیش نبود...آنان چگونه به خدا دروغ میبندند ومسیح را خدا میدانند؟
در مورد این که گفتین خدا با مسیح یکیست.سوال: اگر یکی هستند چرا پدر مانند پسر بزمین نیامده؟و چرا در این صفت رسالت مانند خالقیت مشترک و یکی نیستند؟مسلماشما در پاسخ این سوال میگوئید پدر و پسر در این موردمتحد و یکی میباشند ،فقط نام آنان مختلف است.باز میگوئیم:معقول نیست که فقط نام آنان مختلف باشد؛ زیرا اختلاف نام دلیل مغایرت آنان خواهد بود، و در صورتی که در قدم و خالقیت و الوهیت و سایر امور متحد باشند در نام هم متحد خواهند بود.پس چگونه است یکی پدر و یکی پسر؟البته پسر از پدر جداست.این معنای روح الله هم این است چون ما عقیده داریم عیسی بن مریم بدون پدر متولد شده پس خدا روح او را دمید در رحم مریم.ولی بدین معنا نیست که نعوذبالله عیسی روح خداست.خدا از هر کسی بی نیاز است و احتیاجی به بندگانش ندارد بلکه این بندگان خدا هستند که محتاج ذات اقدسش هستندو عیسی هم بنده خدا ست و محتاج به او.طبق صریح آیه قرآن خداوند الله الصمد است.
و حال یک سوال در مورد تثلیث:اگر هریک از آلهه ثلاثه(اب و ابن و روح القدس) قادر باشد بر شغل دیگری٬وجود آنهای دیگر زاید خواهد بود و بی مصرف.و اگر قادر نباشد لازم می آید هر سه عاجز باشند و عجز بر خدا روا نیست.و ایضاً اعتناد مینایند که اقنوم ابن از اب متولد شد و اقنوم روح القدس از اب و ابن در ازل(اقنوم روح القدس عقیم است چیزی نزائیده) بدین معنی که اب بقوۀ ایجاد٬مثل خود را از خود صادر نموده و جدا ساخت. و اب و ابن مثل خود را از صادر نموده و جدا ساخته اند. و معنی اینکه نصارا می گویند عیسی ابن الله است همین است ٬عیسی را الله بگویند یا ابن الله٬ معنی یکی است. لهذا خدا میفرماید:«و قالوا اتّخذالرحمن ولداً .............»(سوره مریم٬آیه ۷۸ الی ۹۳) اگر کسی گوید بنابراین چرا روح القدس را بنت الله و بنت الابن نگوئیم به اعتبار مقدار زائیده شدۀ از اب و ابن و سبط الله به اعتبار مقدار صادر شده از اب٬ وهکذا چرا روح القدس را بنت نگوئیم نسبت به ابن٬و ابن را اب ٬ و اب را جد نسبت به او.جواب مسیحی چیست؟و یک سوال دیگر:چگونه سه یک و یک سه میشود؟
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم شهریور 1384ساعت 18:50  توسط کنیزان حضرت زهراء(س)
|
(سروش مسیحی)سلام بانوی گرامی.من مسلمانی مسیحی شده ام که حاظرم به شبهات شما در مورد مسیحیت پاسخ دهم.(البته در حد توان به شبهات دوست مشترک و عزیزمان کاشف پاسخ گفتم)و یک سوال:آیا حکم قرآن حکمی لا یتغیر و دایمی است(یا محدود به زمان است؟)من هم میتوانم بر مبانی اسلام خرده های فراوان گیرم اما چنین کاری چون ایمان شما را به لرزه خواهد افکند ظلمی آشکار است
سلام.اولا بسیار جای تاسف است که دین خود ساخته مسیحیت رو بر دین مبین و اکمل اسلام ترجیح دادین.این را به یقین بدانید به علت معرفت نداشتن از حقائق اسلام و تشیع و سیراب نشدن از چشمه های زلال ولایت و امامت ،خداوند توفیق در اسلام ماندن را از شما گرفت و طرد شدین.بر دلهای شما چنان پرده ظلمت و عصیان کشیده شده که گوشهای شما برای شنیدن حرف حق کر است و چشمانتان چنان کور شده که حقائق را دیده ولی منکر آن میشوید.این را بدانید دین آسمانی مسیحیت که از طرف خدا و در زمان عیسی(ع)بود هیچ جای شک و شبهه ای ندارد،ولی این مسیحیت تحریف شده و ساخت دست بشریت شبهه ناک است چون با وجود دین مبین اسلام، مسیحیت جائی ندارد.
این را هم بدانید چون اسلام برتری محض دارد نسبت به مسیحیت پس هیچ خرده ای نمی توانید بگیرید .اصلا مگر من گره ایمانم را با خدا و اهل بیت عصمت و طهارت"علیهم السلام" شل بسته ام که با خرده های بی منطق شما بلرزم.من ایمانی راسخ و محکم به خدا دارم.مسلمان و شیعه واقعی از اون بیدهائی نیست که با این بادها بلرزد.::::
حال شبهه من از دین خودساخته مسیحیت این است که:(((مسیحیت؛ خداوند وعیسی را در دانائی وتوانائی مساوی میداند.پس چگونه یکی پدر ودیگری پسر شده است وهر یک به دیگری ستم روا داشته است؟!زیرا هریک به موجب صلاحیت حق دارد پدر باشد بنابراین چرا پسر پدر نباشد وپدر پسر نباشد؟ و این را ثابت کن که چگونه میشود در یک زمان واحد؛پدر هم پدر باشد هم پسر !وپسر هم پسر باشد هم پدر!؟؟؟!!!اصلا چگونه میشود پدر و پسر در یک زمان واحد بدنیا بیایند؟؟!!)))
در مورد قرآن هم که گفتین باید عرض کنم عقل ناقص شما پذیرای دلائل منطقی و حقانیت قرآن نیست وگرنه جای بحث چنان دارم که تمام مسیحیت را شرمنده میکند از افکار باطلشان.چنان خجالتی که عرق شرمش بر پیشانیها تا قیام قیامت باقی میماند.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم شهریور 1384ساعت 18:46  توسط کنیزان حضرت زهراء(س)
|
در مورد تثلیث یک مثال برایت میزنم فکر میکنم فرمول آب را بدانی اچ 2 او. ببین آب وقتی بصورت مایه است یعنی آب فرمولش اچ 2 او است. وقتی بصورت جامد میشود یعنی یخ باز هم اچ 2 او است و وقتی بصورت گاز در میآید یعنی بخار باز هم اچ 2 او هست و تثلیث هم به همین صورت در انجیل تثلیث مورد قبول است چون بیان شده و کتاب مقدس من هم هست.
آقای عمانوئیل در یکی از کامنتهای گذاشته شده راجع به تثلیث اینچنین گفته بودین : ((("در مورد تثلیث یک مثال برایت میزنم فکر میکنم فرمول آب را بدانی اچ 2 او. ببین آب وقتی بصورت مایه است یعنی آب فرمولش اچ 2 او است. وقتی بصورت جامد میشود یعنی یخ باز هم اچ 2 او است و وقتی بصورت گاز در میآید یعنی بخار باز هم اچ 2 او هست و تثلیث هم به همین صورت در انجیل تثلیث مورد قبول است چون بیان شده و کتاب مقدس من هم هست."))) .حال ما به شما میگوئیم که، طبق این مثال برای شما ثابت شده است که «اب،ابن،روح القدس» سه خدایان شما هستندو طبق اصل تثلیث در حیث مجموع هیچ بزرگی وبرتری بر یکدیگر ندارند.
با استناد به فرمول
H2Oذکر شده توسط شما،درست است که فرمول H2O در سه حالت از لحاظ نوشتاری یکسان میباشد ولی از لحاظ کیفیت وتوان کارائی در سه حالت مختلف (از لحاظ قرار گیری مولکولها ویونهای موجود در آن که این اختلاف باعث ایجاد سه حالت مختلف مایع،جامد وگاز میشود) میباشند وهر یک توانائیش منحصر به خودش است،پس صرفا تشابه ظاهر یک فرمول، اتحاد توانائی آنها را اثبات نمیکند. واین مانند آن می ماند که شما برای رفع عطش از مقداری گاز H2O استفاده کنید چون طبق گفته شما تثلیث است و در تثلیث هیچ یک برتری به یکدیگر ندارند.حال آنکه هر صاحب عقلی میداند که فقط وفقط آب که یکی از آن سه حالت است(مایع)توانائی رفع عطش را دارد ودو حالت دیگر(جامد وگاز) از این صفت(رفع عطش) عاجزند.پس در مورد تثلیث این مثال به تناقض واضحی رسیدیم.در صورتی اصل تثلیث، مصداق این مثال شما میشود که،یک لیوان آب(مایع)در آن واحد و در همان زمان،هم یخ(جامد) باشدو هم بخار(گاز)که این امکان پذیر نیست،چرا که آب،در همان لحظه فقط وفقط آب است.واین واضح است برای اینکه مایع(آب) جامد(یخ) شود،وجود آب در وهله اول الزامیست وبوجودآمدن جامد،مستلزم وجود مایع است.
وایضاً اگر هر یک از آلهه ثلاثه(اب،ابن وروح القدس) قادر باشد بر شغل دیگری،وجود آنهای دیگر زائد خواهد بود وبی مصرف.واگر قادر نباشد لازم میاید هر سه عاجز باشند وعجز بر خدا روا نیست .
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1384ساعت 22:21  توسط کنیزان حضرت زهراء(س)
|
سلام.تصور ما چنان بود که "شورای کلیسای جهانی عیسی مسیح خداوند"متشکل از اشخاص دانشمند وباسواد میباشد ولی متاسفانه این نوشته آخری شما، هر صاحب منطقی را وامیدارد به بی سوادی شما!لذا تمام مطالب شما ضد ونقیض بود وهیچ پایه واساسی جز تعصب وکم اطلاعی نداشت!!!وبدان ای برادر مسیحی اگر حق را یافتید کتمان نکنید واگر کتمان کنید جز ضلالت وگمراهی چیزی عائد شما نمیشود.
شما ادعا میکنید که پسر مسیح هستیدو مسیح را خدا میدانید،این را به یقین بدان که مسیح از تو بیزاری میجویدو مورد لعن او هستید. طبق آیه "واذ قال الله یا عیسی بن مریم...(سورۀ مائده آیه116): وبه گفته حضرت مسیح ،خداوند به او فرموده:"ویاد کن آنگاه که خدا به عیسی بن مریم گفت آیا تو به مردم گفتی که من ومادرم را دو خدای دیگر سوای خدای عالم اختیار کنید؟عیسی گفت خدایا تو (ازشبه ومثل وشرک) منزهی،هرگز مرا نرسد که چنین سخنی به ناحق گویم.چنانچه من این را میگفتم تو میدانستی که تو از اسرار من آگاهی ومن از سر تو آگاه نیستم. همانا توئی که به همه اسرار جهانیان آگاهی."
قرآن ما عداوت یهود را بیشتر از شما میداند،از جهتی نصارا به شما نزدیکتر است،به دلیل اینکه دانشمند ورهبانان دارد،اما در این زمان شما که رهبان هستید،عداوت یهود را دارید،من شک دارم که از نسل یهود باشید نه نصاری!قسیسین ورهبانان واقعیت را میپذیرند،ولی شما عداوت را ظاهر وحق را سر پوش میکنید به نظر ما نسبتی با یهود دارید!!!واین که شما مسیح را خدا میدانید طبق( آیه 72و73 سورۀ مائده)کافر شده اید."آنان که به خدائی مسیح پسر مریم قائل شدند یراستی کافر شدند در صورتی که مسیح به بنی اسرائیل گفت:خدائی را که آفرینندۀ من وشماست بپرستید که هرکس به او شرک آورد خدا بهشت را بر او حرام سازد و جایگاهش در آتش دوزخ باشدو ستمکاران(مشرکان وکافران) عالم را هیچ کس یاری نخواهد کردالبته کسانی که سه خدا را قائل شدند(اب وابن وروح القدوس را خدا گفتند) کافر گردیدند.وحال آنکه جز خدای یگانه خدائی نخواهد بودواگر از این گفتار(تثلیث وقول به اقانیم ثلاث)زبان نبندند،البته آن کافران را عذابی دردناک خواهد رسید. وطبق (آیه 75 سورۀ مائده)مسیح بن مریم پیامبری بیش نبود...آنان چگونه به خدا دروغ میبندند ومسیح را خدا میدانند؟.
و در خلقت حضرت عیسی(ع)طبق این( آیه 59سورۀ آل عمران) چنین آمده:"ان مثل عیسی عندالله کمثل آدم خلقه من تراب ..." "همانا مثل خلقت عیسی به امر خدا مانند خلقت آدم ابوالبشر است که خدا او را از خاک بساخت و......
ودر مورد به صلیب کشیده شدن حضرت عیسی(ع)طبق( آیه157و158 سورۀنساء)چنین آمده: "از این رو که به دروغ گفتند،ما مسیح بن مریم ،عیسی رسول خدا را کشتیم،در صورتی که نه او را کشتند و نه بدار کشیدند وبلکه امر بر آنها مشتبه شد..........وبه طور یقین شما مؤمنان بدانید که مسیح را نکشتند بلکه خدا او را بسوی خود بالا برد وپیوسته خدا بر همه ملک وجود مقدر وکارش همه از روی حکمت است.
حضرت مسیح(ع)خود فرموده پروردگار دارم،لذا خود مسیح اقرار به ذات مقدس احدیت کرده وبا وجود این حقانیت شما به چه دلیلی تهمت به پیامبر خدا میزنید؟!
و در اعجاز قرآن همین بس که در موردش خطاب شد :سوره ای یا آیه ای مثل آن بیاورید. وتاکنون که بیش از 1400 سال از نزول قرآن میگذرد احدی از بشریت نتوانسته حتی یک آیه مانند آن بیاورد واین خود دلیل بر حقانیت قرآن است.چراکه اگر تحریف بود،بشر میتوانست حداقل یک آیه مانند آن بیاورد،زیراکه تحریف دست بشریت است.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1384ساعت 22:14  توسط کنیزان حضرت زهراء(س)
|
سلام.الحق یقین داشتیم که بعد از سه روز تفکر وتامل دراثبات سوال ذکر شده به نتیجه ای نخواهید رسید.این را بدانید جواب این سوال را نه تنها شما بلکه تمام مسیحیان عالم هم اگر از ابتدا تا به امروز زنده شوند وبا هم شورا کرده و من الآن الی یوم القیامه بدنبال جواب عقلانی ومنطقی پیرامون این سوال باشند هرگز و هرگز هیچ جوابی برای اثبات این سوال که:« مسیحیت؛ خداوند وعیسی را در دانائی وتوانائی مساوی میداند.پس چگونه یکی پدر ودیگری پسر شده است وهر یک به دیگری ستم روا داشته است؟!زیرا هریک به موجب صلاحیت حق دارد پدر باشد بنابراین چرا پسر پدر نباشد وپدر پسر نباشد؟ و این را ثابت کن که چگونه میشود در یک زمان واحد؛پدر هم پدر باشد هم پسر !وپسر هم پسر باشد هم پدر!؟؟؟!!!» را نخواهند داشت!!
این را بدانید که((( ابتدای سعادت برای شما اعتراف به ضلالت و گمراهی عقائد و افکارتان است.)))اگر چه سیر طبیعت خود دلیل ومصداق واضحی بر بطلان عقاید شماست. شما کجای عالم سراغ دارید که پدر و پسر همزمان بدنیا بیایند؟؟؟
واین را بدانید اگر دین مسیح کامل بود ونیازی به مکمل نداشت ذات اقدس احدیت دین دیگری قرارنمی داد تا دین مسیح را کامل کند.پس این نیاز بشر بود به دین اکمل.و این را بدانید که خداوند هرگز کار عبث وبیهوده انجام نمی دهد .
شما با وجود این همه حقایق و دلایل روشن چگونه منکر آن می شوید؟؟شما گمراهی وضلالت پیشینیان خود را بدون تفکر در عمق وبطن مطلب وحقایق پیش گرفته اید!!شما مانند کسی می مانید که در روز که خورشید آشکارا در آسمان است چشمان خود را گرفته وپشت به نور خورشید میکنید و منکر روشنائی و نور میشوید!!!
این را بدانید که ما هیچ اصراری به اینکه شما به اسلام ایمان بیاورید نداریم(لا اکراه فی الدین)ولی اینجا دیگر حجت بر شما تمام شده و حقیقت آشکار گشته ؛بنابراین هیچ چاره ای جز اعتراف به ضلالت و گمراهی خود ندارید!چرا که اگر اکنون اعتراف نکنید زمانی متوجه میشوید که از شما پذیرفته نیست و در حسرت ابدی باقی خواهید ماند.....
(((«شورای کلیسای جهانی عیسی مسیح خداوند»چاره ای جز اعتراف به ضلالت ندارد)))
***اللهم اشهد انی بلغت***
با سلام ضلالت به چی. بابا میدونی محمد اخرین پیامبر بابا چه دردی رو این مورد دوا میکند شما باید به ضلالت خود اعتراف کنید که در قرآن هم برتری مسیح به محمد بیان شده اما نمیخواهید قبول کنید. حجت ما هم به شما تمام شده.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1384ساعت 22:11  توسط کنیزان حضرت زهراء(س)
|
در ضمن شما هنوز پاسخ سوال اول ما را نداده اید!!مسیحیت؛ خداوند وعیسی را در دانائی وتوانائی مساوی میداند.پس چگونه یکی پدر ودیگری پسر شده است وهر یک به دیگری ستم روا داشته است؟!زیرا هریک به موجب صلاحیت حق دارد پدر باشد بنابراین چرا پسر پدر نباشد وپدر پسر نباشد؟ و این را ثابت کن که چگونه میشود در یک زمان واحد؛پدر هم پدر باشد هم پسر !وپسر هم پسر باشد هم پدر!؟؟؟!!!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1384ساعت 22:8  توسط کنیزان حضرت زهراء(س)
|
اولا من قران را تفسیر نکردم بلکه ترجمه آن را برایتان بیان کردم. دوم: اگر انجیل تحریف شده آیا این مورد قبل از اسلام بوده یا بعد از اسلام؟
سلام.این سئوال شما می خواهد اذهان را از نقطه نظر واقعی دور کند.چون مد نظر ما سئوالهای پرسیده شده بود که اثبات آن را از شما خواسته بودیم ولی شما طفره میروید واز اثبات آن عاجزید ولی آنچه مسلم است تحریف انجیل قبل از اسلام بوده است.ودر مورد این سئوال که پرسیده بودین:پیامبر آخرالزمان چه دردی را دوا میکند. این را بدان که وجود مقدس حضرت محمد"صلی الله علیه وآله وسلم" آخرین پیامبر است واین یک امر الهی است وفرستاده ذات اقدس احدیت وبر اساس حکمت است ولذا شما موظف به نظر سنجی در این مورد نیستید. وسئوالهای شما بی پایه اساس و بدون منطق است لذا این کم اطلاعی وبی سوادی شما را میرساند و این را بدان تمام کارهای ذات اقدس احدیت بر اساس حکمت است.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1384ساعت 22:5  توسط کنیزان حضرت زهراء(س)
|
سلام ببین دوست عزیز من کاری به پیامبر آخر زمان ندارم باشه به قول شما محمد آخریش. خوب این چه دردی از گناهان ادمها را بر میدارد. اما من به آن روزی داوری کار دارم که حتی قرآن هم واضح عیسی مسیح را دارد معرفی میکند
.
سلام .چرا آیه های قرآن را به رای وسلیقه خود تفسیر میکنید؟؟!!ظاهرا شما قرآن رو هم مثل انجیل میخواهید تحریف کنید؟؟چون هیج جای قرآن نیست که عیسی مسیح در قیامت داوری میکند!! بله ما حضرت عیسی را به عنوان پیامبر خدا قبول داریم وبرای ما قابل احترام است ولی این را بدان که عیسی فقط از امت خودش که در همان زمان پیغمبری عیسی بودند شفاعت میکند واختیار دار آنان است ولی اختبارات تام به اذن خداوند در دست پیغمبر آخر الزمان حضرت محمد مصطفی"صلی الله علیه وآله وسلم"است.و فقط کسانی که ایماندار به پیغمبرما باشند نجات می یابند.این حقیقت را بیان کردیم تا در قیامت حجت باشدکه ماهم به نوبه خود حرف حق را زدیم وتو به خاطر تعصبات ولجاجت نپذیرفتی!!و این را بدانید که مثل شما مانند آن شخصی است که هنگامیکه فیوز برق پریده وبرق از منبع اصلی قطع میباشد مرتبا لامپها را تعویض میکند ودائما کلید ها را روشن وخاموش میکند!!و حال آنکه مشکل نبودن نور وروشن نشدن لامپها همان قطع اتصال از منبع نور که فیوز است میباشد.!!با توجه به این مثال شاید بهتر متوجه بشین که شما از قدم اول؛بر اساس بطلان پایه ریزی کردین وبا این اشتباه از منبع اصلی یعنی ذات اقدس خداوند احد و واحد قطع شده اید و این چگونه است که ابتدا را نپذیرفته ولی از قیامت صحبت میکنید؟؟؟!!!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1384ساعت 22:1  توسط کنیزان حضرت زهراء(س)
|
با سلامی دوباره این جمله که انجیل شما تحریف شده از سوی مسلمانان یک چیز قدیمی هست چیز جدیدتری ندارید بگید. در هر صورت راه فقط عیسی مسیح است دوست عزیز هیچ تناقضی وجود ندارد بلکه تمامی اینها اسرار ملکوت خداوند است
.
سلام.قدیمی بودنٍ چیزی دلیل بر انکار آن نیست. تحریف انجیل حقیقتی است که شما هرگز نمیپذیرید.در ضمن از اینکه گفته بودید"چیز جدیدتری ندارید بگید"اگر کامنت قبلی را مطالعه کرده بودین متوجه میشدین که اینها حقایق است .و چون شما دلیلی بر اثبات آن ندارین آن را قدیمی میدانید.از کامنت شما اینجور برداشت میشود که تناقض های قبل را جز اسرار ملکوت میدانید.در حالی که هیچگاه اسرار ملکوت خداوند یکدیگر را نقض نمیکند.واین را بدان که دین مبین اسلام کاملترین ادیان است و عیسی بن مریم مژده آمدن پیامبر آخرالزمان را به مسیحیان داده بود.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1384ساعت 21:59  توسط کنیزان حضرت زهراء(س)
|
با سلام به دوست عزیز شما یا انجیل را قبول داری یا نداری این به خودتومن مربوطه. اما آیا فرزند وارث پدر نیست. عیسی مسیح خود در انجیل فرمود من و پدر یک هستیم هر که مرا دید پدر را دیده است. به دستهای پر قدرت خداوند عیسی مسیح میسپارمت.
سلام.اولا این انجیل شما تحریف شده است .به این نشانه که انجیل حضرت عیسی واحد واز طرف خدابود .ولی بعد از آن جریان چهار نفر از مردم که نه فرستاده خدا بودند نه نماینده عیسی هر یک جداگانه باعقاید خود چهار انجیل متفاوت نوشتند که هر یک دیگری را نقض می کرد.و دقیقااصل انجیل عیسی به عقاید این چهار نویسنده تحریف شد ونزد مردم جا افتاد .ما صرفا این جمله شما را که فرزند وارث پدر است را قبول داریم ولی شما پدری برای عیسی قائل نیستید چون می گوئید عیسی وپدر یکی هستند و در کامنت قبلی گفتید عیسی فرموده من وپدر یک هستیم پس در صورت این برابری وبرحکم اتحاد عیسی هم پدر است هم پسر وپدر هم پدر پسر میشود وهم پسر پسر پس چگونه است که عیسی از پدر ارث میبرد ودر ضمن با پدر برابر است واین یک تناقض واضح است!!!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1384ساعت 21:55  توسط کنیزان حضرت زهراء(س)
|
با سلام عیسی مسیح فرمود : من و پدر یک هستیم. و کسانی که ایماندار به عیسی مسیح باشند فرزندان مسیح خوانده میشوند
سلام .شما در کامنتی که برای ما گذاشته بودین اشاره به این کردین که ((عیسی مسیح فرمود : من و پدر یک هستیم. ))برای اینکه به شما ثابت شود پدر وپسر یکی نمیشود این پست های وبلاگ ما را کاملا مطالعه کنید.(مناظره هشام باجاثلیق نصرانی).اگر شما بدون تعصب وغرض این مناظره ها رامطالعه کنید وکمی عقلانی به آن بیاندیشید وتفکر کنید مسلما شما هم مانند «بریهه» به افکار باطل خود پی می برید. ومتوجه میشوید که عیسی(ع) پیغمبر خداست نه پسرخدا ویا خود خدا !!! .
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1384ساعت 21:52  توسط کنیزان حضرت زهراء(س)
|
با سلام آیا میشود به روایات و اینگونه داستانها تکیه کرد؟؟؟. در ضمن من با مسیح نسبت دارم و خیلی با او نزدیک هستم چون من فرزند او هستم و او پدر من. خداوند عیسی مسیح به شما برکت بدهد. ( اشاره به پست مناظرۀ هشام با جاثلیق نصرانی "۲"در وبلاگ مدافع حریم ولایت)
سلام.شما در کامنتی که برای ما گذاشته بودین اشاره به این موضوع داشتید که پسر عیسی مسیح هستیدو عیسی پدر شماست.بنا بر عقاید مسیحیت شما؛ عیسی پسر خداست.(حال آنکه خداوند لم یلد ولم یولد است.)وطبق استنباط از گفته های مسیحیت عیسی پسر وخدا پدر می باشد که باز این موضوع هم با گفته های شما تناقض دارد چرا که عیسی را باخدا برابر میدانید؛ .مسیحیت؛ خداوند وعیسی را در دانائی وتوانائی مساوی میداند.پس چگونه یکی پدر ودیگری پسر شده است وهر یک به دیگری ستم روا داشته است؟!زیرا هریک به موجب صلاحیت حق دارد پدر باشد بنابراین چرا پسر پدر نباشد وپدر پسر نباشد؟
در ضمن اگر جواب منطقی برای گفتن داشتید برای ما کامنت بگذارید.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1384ساعت 21:49  توسط کنیزان حضرت زهراء(س)
|
مناظراتی که بین ما «کنیزان حضرت زهراء(س)» و یک مسیحی «عمانوئیل» صورت گرفته است .
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1384ساعت 21:3  توسط کنیزان حضرت زهراء(س)
|
با عرض سلام. به زودی در این وبلاگ مناظرات ما با یک مسیحی درج خواهد شد.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1384ساعت 17:17  توسط کنیزان حضرت زهراء(س)
|